عناوین جدید
تبلیغات

پاسخ نیوز

پاسخ نیوز

پاسخ نیوز

پاسخ نیوز



در گفت و گوی با تیرنگ با حر منصوری دبیر انجمن دیده بان میانکاله مطرح شد؛

پاسخ نیوز: آتش سوزی ها دلایل مختلفی دارد که بخشی از آن ها سهوی و یکسری نیز عمدی هستند. عمدی ها باز به دو گروه تقسیم می شوند.

پاسخ نیوز: اشاره: پس از آتش سوزی متوالی روزهای اخیر در میانکاله که به گفته آهنگری فرمانده یگان حفاظت محیط زیست مازندران حدود ۳۳۰ هکتار از اراضی میانکاله (شامل پوشش علفی، بوته‌های تمشک و درختان انار وحشی) در آتش سوخت، به سراغ حر منصوری دبیر انجمن دیده بان میانکاله رفتیم و گفت و گویی در این باره انجام دادیم که مشروح آن از نظرتان می گذرد:

 

شاید برخی از مخاطبان ما با مجموعه میانکاله آشنا نباشند یا شناخت آن ها کافی نباشد، ابتدا از میانکاله بگویید:

میانکاله یک مجموعه شامل یک شبه جزیره، دو جزیره و یک تالاب است. قسمت شبه جزیره به اسم پناهگاه حیات وحش میانکاله معروف است. آشوراده که جزئی از مجموعه پناهگاه است، به اسم جزیره آشوراده شناخته شده و یک جزیره کوچک دیگر داخل تالاب میانکاله یا خلیج گرگان که تنها جزیره تالاب میانکاله است، «اسمایل سای» نام دارد. نامگذاری تالاب میانکاله اشاره به ماهیت زیست محیطی آن و نامگذاری خلیج گرگان هم یک اشاره جغرافیایی به این منطقه است که از ۳ طرف توسط خشکی محصور شده و از یک طرف از طریق «کانال چپقلی» به دریای خزر وصل می شود.

قسمت تالاب میانکاله اهمیت زیادی از بُعد آبزیان دارد به این دلیل که یکی از بزرگترین زیستگاه ها و محل های زادآوری ماهیان استتخوانی و غضروفی جنوب دریای خزر است. به طوریکه محققان می گویند اگر این باریکه ی اتصال دریا به میانکاله قطع شود، آبزیان دریای خزر دچار مشکل بسیار جدی می شوند. این تالاب سه تیپ زیستگاه آبی دارد. سمت غرب آب های کم عمق مملو از پوشش گیاهی نیزار و دارای آب شیرین کم عمق است که بسیار برای زادآوری ماهی کپور مستعد است و این اتفاق معمولا قبل از شروع بهار روی می دهد. کف زی ها، دو کفه ای ها، بنتوزها و گونه های دیگر جانوری نیز در تالاب زندگی می کنند. غنای بالای زیست مندان تالاب که خوراک گروههای مختلف پرنده را تشکیل می دهد، باعث شده میزان قابل توجهی پرندگان شمال دریای خزر برای  زمستان گذرانی در طول پاییز و زمستان به این منطقه بیایند تا چربی بدن به حد لازم برای مهاجرت به مناطق جنوبی تر و زادآوری برسد.

در سراسر ایران ۵۳۰ نوع پرنده وجود دارد که خوشبختانه بیش از ۲۶۰ گونه آن در میانکاله به صورت مهاجر و دائم (علیرغم اینکه این منطقه نسبت به مساحت ایران بسیار کوچک است اما میزان قابل توجهی پرنده نسبت به تعداد گونه های کشوری در این تالاب و پناهگاه حیات وحش به صورت زمستان گذران یا بومی) زندگی می کنند. در فصل بهار هم پرنده های مهاجر وارد قسمت پناهگاه یا خشکی می شوند.

این منطقه در کمتر از ۱۰۰ سال پیش میزبان بزرگترین گربه سان ایران یعنی شیر قرمز یا ببر هیرکانی یا ببر مازندران بوده که متاسفانه طی حدود کمتر از ۶۰ سال قبل، آخرین بازمانده های ببر را متاسفانه از دست داده ایم. به طوری که زل اسلطان فرزند ناصرالدین شاه در خاطرات مسعودی خود می گوید «نیمی از روز، گذشته و تاکنون توانستیم ۹ ببر وحشی را در میانکاله شکار کنیم» هرچند این اتفاق، اتفاق شومی در آن مقطع بوده ولی این سند تاریخی نشان از غنای منطقه میانکاله است که در یک نیمروز ۹ ببر، ۱۵هزار قرقاول و میزان قابل توجهی پرنده شکار می شد.

 

علل آتش سوزی های اخیر چیست؟

صرفنظر از همه تهدیدهایی که برای مجموعه میانکاله وجود دارد، عموما در فصل های گرم مثل بهار و تابستان با پدیده ای به نام حریق مواجه هستیم که معمولا این پدیده با دخالت انسان (چه عمدا چه سهوی) اتفاق می افتد. حریق از سال ها قبل، قبل از پوشش خبری مسائل زیست محیطی در رسانه ها، وجود داشته است. ولی طی سال های اخیر به دلیل رشد کمی و کیفی فعالان محیط زیست و رسانه های مجازی و توجه به موضوع محیط زیست، بیشتر اطلاع رسانی می شود و در اخبار به چشم می خورد. آتش سوزی اخیر از دو کیلومتری سایت پلنگ یا میان قلعه شروع شده و روز بعد آن به حدود کانال خزینی ادامه پیدا کرد. این منطقه حدود ۹ کیلومتر طول و بیش از ۹۰۰ عرض (قسمتی که دارای پوشش گیاهی است، دارد. ولی نمی توان گفت در آتش سوزی مذکور، همه این منطقه سوخت. چون مجموع این قسمت، بیش از هزار هکتار است. آتش سوزی روز جمعه (اواخر شب جمعه) شروع شده و اگرچه روز خنکی بوده ولی به دلیل وزش باد، آتش سوزی گسترش می یابد و روز شنبه تا حدود زیادی از آتش کنترل می شود. اما بعد از آن به دلیل وزش باد، دوباره آتش سوزی شروع می شود و تا اواخر شب شنبه تا حوالی کانال خزینی که یک کانال آبی است، ادامه می یابد و آتش کنترل می شود. محیط زیست بهشهر و استان، منابع طبیعی، فعالین محیط زیست و جنگلبانی گروه هایی بودند که به نیروهای کمکی که از گلستان آمده بودند، کمک کردند تا آتش کنترل شود. اگرچه آتش کنترل شد ولی به نظر می رسد این سریال متعدد آتش سوزی در میانکاله همچنان ادامه دارد و متاسفانه تا آخر تابستان باز هم شاهد این جریان خواهیم بود که امیدوارم اینگونه نباشد.

 

در حالت کلی مهمترین دلایل آتش سوزی در میانکاله چه مواردی هستند:

آتش سوزی ها دلایل مختلفی دارد که بخشی از آن ها سهوی و یکسری نیز عمدی هستند. عمدی ها باز به دو گروه تقسیم می شوند. یکسری ذی نفعان واقعی میانکاله هستند و توسط کسانی که فکر می کنند باید سهمی از منطقه داشته باشند و برای خود حق آب و گل قائل هستند، اتفاق می افتد. گروه ذی نفع واقعی که در گذشته عموما دست به آتش سوزی عمدی می زدند و این سالها خیلی کم گزارش شده، چوپانانی بودند که دامشان را مخصوصا در تابستان به دشت میانکاله می بردند و زمانی که آفتاب خیلی سوزان می شد و در اثر خشک شدن علف ها منابع غذایی گوسفندها و دامها کاهش می یافت یا از بین می رفت عموما سازیل ها (جگن) رو آتش می زدند و در مدت کوتاه جوانه هایی که از آن ها بالا می آمد بسیار مورد توجه دامها قرار می گرفت و این راهی برای برون رفت از کمبود غذایی استفاده می شد این مورد بیشتر در گذشته اتفاق می افتاده و در سال های اخیر بسیار کم اتفاق می افتد.

از عاملان غیر مجاز که موجب آتش سوزی عمدی در میانکاله می شوند، صیادان پرندگان شکاری یا بازگیرها هستند که چاله هایی برای نگهداری لوازم خود حفر می کنند و با استفاده از طعمه اقدام به صید و شکار می کنند. و چون این افراد عموما توسط محیط زیست شناسایی می شوند و کومه ها یا چاله های مدنظر توسط محیط زیست تخریب می شود، آنها برای نشان دادن لجاجت خود و جبران این اتفاق و آزار محیط بانان اقدام به آتش سوزی می کنند. کما اینکه طی ۴ سال گذشته در آشوراده به شخصه موردی را شاهد بودم که صاحب یک کومه ی بازگیری اقدام به آتش سوزی قسمت از جزیره نمود و چند ده هکتار از منطقه آشوراده دچار حریق شد و از بین رفت.

گروه دیگر شکارچیانی هستند که در فصل های مختلف به شکار می پردازند، آن ها گاهی در تالاب ها و آب بندان ها به منظور فراری دادن و گریختن پرندگان و ایجاد فرصت شکار، لویی های داخل آب، گیاهان و رستنی ها را آتش می زنند و چون لویی ها خشک هستند با وزش باد آتش از کنترل شان خارج می شود و آنچه نباید، می شود.

پدیده دیگری که طی سال های اخیر شاهد آن بودم، آتش زدن پوشش گیاهی توسط برخی افرادی است که ادعای داشتن ملک در در میانکاله دارند، یا از قبل داشتند. آن ها برای اثبات مالکیت خود اقدام به آتش زدن پوشش گیاهی می کنند تا بتوانند با تراکتور و گاوآهن شخم زده به زمین شکل کشاورزی بدهند تا از این فرصت برای اثبات مالکیت خود در مراجع قضایی استفاده کنند. عموما این کار می تواند با یک مقداری سهل انگاری به یک فاجعه تبدیل شود.

آتش سوزی به صورت سهوی چه توسط دامدار، چه توسط بومی منطقه، چه توسط گردشگران و رهگذران منطقه، عموما زمانی اتفاق می افتد که رفت و آمد گردشگران و مردم در روزهای گرم و یا حتی سرد، معمولا برای گرم کردن غذا، کباب کردن و یا حتی گرم شدن در فصل های سرد صورت گرفته و با یک سهل انگاری  به فاجعه تبدیل می شود.

موضوع دیگری که طی سالهای اخیر فراوانی زیادی داشته است و من فکر می کنم بیش از ۵۰ درصد آتش سوزی ها مربوط به این جریان است، وجود آمدن پدیده جدید در میانکاله است. افرادی که برای کشت گراس یا سیاهدانه و برداشت و فروش آن به مناطقی که کمتر تحت نظر محیط زیست در میانکاله است، می روند و گراس می کارند و چون ملک، ملی است و پوشش گیاهی زیاد، دسترسی کمتری به این افراد خاطی وجود خواهد داشت. طی سالهای اخیر چندین مورد پیش آمده که محیط زیست، مراجع قضایی و پلیس چنین مناطقی را شناسایی می کنند و درختچه ها را ضبط می کنند. این افراد برای جبران زیان خود اقدام به آتش زدن میانکاله می کنند. دوسه سال قبل قسمت های غربی میانکاله از دوسه نقطه آتش زده شد و بیش از ۲۰۰ هکتار از منطقه سوخت و از بین رفت. موارد بالا از مهمترین دلایل آتش سوزی در میانکاله است.

 

با این شرایطی که اشاره کردید، چه باید کرد؟ چه برنامه ها و اقدامات پیشگیرانه را مور می دانید؟

چیزی که مسلم است در همه جای دنیا در کشورهای عموما پیشرفته از تجهیزاتی استفاده می کنند که خطر دود را از دور تشخیص می دهد. یعنی آنتن ها یا سنسورهایی در فواصل جغرافیایی مختلف در جنگلها و مناطق حفاظت شده نصب می شود و اینها به محض مشاهده دود، منطقه ی وقوع را مشخص می کنند و در کمترین مقطع زمانی، گروه های مربوطه را در جریان قرار می دهند تا اقدامات لازم انجام گیرد. میانکاله اکنون بیش از هرچیز، به این سامانه نیاز دارد تا شروع هر گونه حریق را در بدو شروع تشخیص و منطقه به صورت دقیق مشخص شود و کار اطفای حریق با سرعت و دقت بیشتری انجام شود.

به نظر می رسد که در کوتاه مدت، نظارت بیشتر در مناطق حفاظت شده ای مثل میانکاله و پارک ملی گلستان که اخیرا در این دو منطقه شاهد آتش سوزی های متعدد بودیم، می تواند راهگشا باشد. این مستلزم نیروی بیشتر، تجهییزات و ساعت کاری بیشتر است. ولی چیزی که مسلم است نیروهای حکومتی که معمولا تعدادشان کمتر از مردم است هرچقدر هم منطقه را پوشش دهند بازهم دسترسی مردم حضور و مهارت مردم در شناسایی مناطق می تواند موثرتر باشد. در برنامه های میان مدت و بلندمدت، ذی نفع کردن مردم در حفاظت می تواند راهکار بسیار عالی باشد. یکی از ابزارهای توانمندی که این سال ها به کمک مدیریت حیات وحش آمد، اکوتوریسم است که مردم را در حفاظت از منطقه، منتفع مالی می کند. یعنی مردم خدماتی چون غذا، امکانات، راهنما، محل اقامت و … به گردشگران ارائه می کنند و در ازای آن با توجه به خدماتی که ارائه می هند، مبالغی دریافت می کنند. اگر مساله اکوتوریسم به درستی مدیریت شود، می تواند مردم را در بحث حیات وحش و حفظ مناطق حفاظت شده همگام و حتی پیشرو کند. همانطور که نقش مردم را در حفظ مناطق حفاظت شده در کشورهای آفریقایی می بینیم که بیشتر کار را مردم انجام می دهند. به خاطر اینکه حیات وحش می تواند برای آن ها درآمد ایجاد کند. سازوکار درآمدی چنین کشورهایی بیشتر براساس اکوتوریسم است. نیاز است در کشور ما توجه جدی تری به این مساله شود تا مردم به جای قرارگرفتن در مقابل محیط زیست خود را یک ذی نفع در حفاظت و بقا به جای بهره برداری از طریق صید و شکار و شیوه های غیر قانونی ببینند.

حرف آخر:

قطعا آموزش اطلاع رسانی و فرهنگ سازی یا تغییر سبک زندگی می تواند تاثیر بسیار زیادی را روی این جریان داشته باشد که نقش رسانه ها در این قسمت بسیار بسیار جدی حیاتی و مثبت می تواند باشد./ نشریه تیرنگ






بخش نظرات بسته شده است .


تاريخ ۱۰ شهریور ۱۳۹۷      
کد انحصاری خبر کد خبر: 41577      
چاپ این مطلب چاپ این مطلب