عناوین جدید
تبلیغات

پاسخ نیوز

پاسخ نیوز

پاسخ نیوز

پاسخ نیوز



پرونده ویژه تیرنگ به مناسبت روز جهانی پیشگیری از خودکشی؛

پاسخ نیوز: آخرین آمار رسمی مربوط به خودکشی در استان مازندران در مهر سال 96 منتشر شد که طی آن عباسی مدیرکل پزشکی قانونی مازندران، از افزایش آمار خودکشی در استان خبر داد و گفت: «شایع‌ترین سن خودکشی در استان بین 21 تا 30 سالگی است که 41 درصد موارد خودکشی را شامل می‌شود

اشاره: در این پرونده با ارائه آماری کلی از میزان خودکشی در کشور و مازندران، به مهمترین علل افزایش آن طی سال های اخیر در مازندران در گفت و گو با دکتر رضایی دانشیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه مازندران پرداختیم. سپس آخرین برنامه ها و اقدامات انجام شده را در گفت و گو با قاسمی طوسی مدیرکل امور اجتماعی و فرهنگی مازندران جویا شدیم و در انتها جهت شناخت بیشتر مخاطبان از جنبه های روانی این معضل، یادداشت های کوتاهی روانشناسی آوردیم که مجموع این پرونده از نظرتان می گذرد:

مجید ساجدی فر: روزی نیست که اخباری نگران‌کننده‌ درباره خودکشی افراد -به ویژه جوانان و نوجوانان- مازندرانی در شهرهای مختلف استان در رسانه ها و شبکه های اجتماعی منتشر نشود. خبرهایی که به شدت نگران کننده است و نشان از افزایش آمار خودکشی در استان دارد. اگرچه معمولا آمار دقیقی از میزان خودکشی‌ها در کشور و استان منتشر نمی شود ولی مخاطب به آسانی متوجه می شود فراوانی اخبار خودکشی در ماهها و سال های اخیر به نسبت قبل افزایش نسبی داشته و در این مورد، شرایط کمی بحرانی به نظر می رسد.

آخرین بار، آمار رسمی اعلام‌شده راجع به خودکشی در کشور، مربوط به چهار ماهه اول‌ سال ۱۳۹۲ بوده است. جدیدترین آمارهای خودکشی در کشور، حدود یک ماه قبل (۲۷ مرداد امسال) منتشر شد  که طی آن تندگویان معاون ساماندهی امور جوانان وزارت ورزش و جوانان اظهار کرد: «استان‌های لرستان و کهگیلویه و بویراحمد بیشترین آمار خودکشی را دارند». وی افزود: «این آمار بی‌ارتباط با اشتغال و بیکاری نیست و کمکی که می توان کرد، این است که با مشاوره‌ پیشگیری‌ها را لحاظ کنیم. در حوزه آسیب‌های اجتماعی و مهارت‌های زندگی نیاز است آموزش‌های خاصی درآموزش و پرورش اتفاق بیفتد».

اخبار منتشر‌شده در رسانه‌ها از افزایش میزان خودکشی افراد ۱۵ تا ۲۵ ساله در کشور حکایت دارد. بهرام پارسایی عضو فراکسیون امید در مجلس نیز از بُعد دیگری این را معضل در جامعه بررسی می‌کند و در این‌باره می‌گوید: «یکسری واقعیت‌ها در جامعه ما وجود دارد که باعث سرخوردگی و افسردگی می‌شود. دلیل افسردگی مشکلات در جامعه است که خواه‌ناخواه بین نوجوانان سرایت می‌کند. نوجوانان دیگر امیدی به آینده ندارند. آنها سردرگمی و بیکاری تحصیلکرده‌ها را در جامعه می‌بینند. مشکلات اقتصادی و زندگی‌های خانوادگی را می‌بینند و افسرده می‌شوند. دیگر انگیزه‌ای برای تلاش و پیشرفت در زندگیشان ندارند. همین می‌شود که بعضی از آنها در شرایطی خاص دست به خودکشی می‌زنند. جامعه ما جامعه افسرده‌ای است و به سمت شادابی نمی‌رود. به نظر من باید در بخش‌های فرهنگی برای شادی و برنامه‌های شادمانه هزینه شود».

آخرین آمار رسمی مربوط به خودکشی در استان مازندران در مهر سال ۹۶ منتشر شد که طی آن عباسی مدیرکل پزشکی قانونی مازندران، از افزایش آمار خودکشی در استان خبر داد و گفت: «شایع‌ترین سن خودکشی در استان بین ۲۱ تا ۳۰ سالگی است که ۴۱ درصد موارد خودکشی را شامل می‌شود. بر اساس آمار ثبت شده در اداره کل پزشکی قانونی مازندران در شش ماهه نخست سال ۹۶ تعداد ۲۷ نفر به دلیل استفاده از قرص برنج جان خود را از دست دادند که از این تعداد، ۱۶ نفر مرد و مابقی زن بودند و شهرستان‌های آمل و ساری هر کدام با ۶ نفر و بابل با ۵ نفر دارای بیشترین آمار در این بخش هستند. همچنین اردیبهشت، شهریور و خرداد به ترتیب با ۹ ، ۷ و ۵ مورد شاهد بیشترین فوتی با قرص برنج بوده‌ایم».

این خبر زمانی نگران کننده تر می شود که علیرضا یونسی معاون وقت سیاسی امنیتی استاندار مازندران در آخرین روز مرداد سال ۹۵ در نشست استاندار مازندران به مناسبت هفته دولت، از افزایش ۱۵ درصدی خودکشی در مازندران خبر داده بود. یعنی سال ۹۵ نسبت به ۹۴، خودکشی در مازندران ۱۵ درصد رشد داشته و در سال ۹۶  این روند رو به رشد همچنان ادامه یافت.

برای شناخت بهتر وضعیت مازندران و چرایی افزایش خودکشی در این استان، به سراغ  دکتر احمد رضایی دانشیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه مازندران که سابقه ۳ سال مدیریت اتاق فکر استان وابسته به نهاد ریاست جمهوری را دارد، رفتیم و در گفت و گویی تلفنی به این موضوع پرداختیم که مشروح آن را با هم می خوانیم:

مازندرانی ها به ابزار خودکشی نگاه می کنند تا عوامل آن

دکتر رضایی با بیان اینکه استان مازندران از جمله استان های کشور است که در آن میزان خودکشی بالاست، گفت: معمولا در بررسی پدیده خودکشی، بیشتر به جنبه فردی آن نگاه می کنند (مثلا می گویند آدم بی اراده ای بوده یا به علت مشکلات خانوادگی دست به خودکشی زده است). در این جنبه ممکن است شناخت ما کافی و قطعی نباشد، آنچه که در حوزه علوم اجتماعی اهمیت دارد جنبه اجتماعی قضیه است، نه فردی.

دانشیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه مازندران، درباره اینکه خودکشی چگونه حاصل می شود به دو شرایط اجتماعی آن اشاره کرد و گفت: وقتی فرد از نظر ارزشها و اعتقادات به جایی برسد که دچار نابسامانی شود، یعنی قبلا انسان معتقدی بوده و به مرور به هر دلایلی، اعتقادات خود را از دست بدهد و در مرحله ای قرار بگیرد که اعتقادات جدیدی هم پیدا نکند دچار نابسامانی می شود و به مرحله بی سازمانی و بی هنجاری یا به تعبیر علمی آن به مرحله آنومی رسیده است.(آنومی: مرحله ای است که به تعبیر ساده تر دست فرد به دستگیره ای بند نیست) یعنی نه ارزشهای قبلی را دارد و نه ارزشهای جدیدی در او شکل گرفته است. این مرحله بسیار مرحله ای خطرناک است و یکی از بسترهایی است که جنبه های خودکشی را در فرد فراهم می کند.  نیاز است این مرحله را در خودکشی های مازندران نیز ببینیم.

رضایی تصریح کرد: در بررسی هایی که خود به شخصه انجام دادم و در این حوزه کار کردم، این نتیجه به دست آمد که فرد گرایی در مازندران بیشتر از استان های دیگر است. به این معنی که افراد منفعت خود را به منفعت جمع ترجیح می دهند. (البته فردگرایی همیشه بد نیست). به عبارتی می توان گفت مازندران نسبت به استان های دیگر کمی مدرن تر شده است. البته این به آن معنا نیست که مدرن تر شدن عامل خودکشی است، اما این ویژگی باعث شده افراد بیشتر در خود فرو بروند. ما انتظار داشتیم فرد گرایی در تهران که به نظر مدرن تر از مازندران است خیلی بیشتراز مازندران باشد اما در عمل، می بینیم آمار مازندران بیشتر است.

وی با بیان اینکه رشد فردگرایی در مازندران به دلیل همسایگی با کشورهای حاشیه دریای خزر نیست، گفت: ما ارتباطات چندانی با همسایه های شمالی (کشورهای حوزه دریای خزر) نداریم. بلکه بیشتر با استان های جنوبی خود در داخل کشور(سمنان و تهران و …) ارتباط داریم. متاسفانه مازندرانی ها با خودشان و هم استانی های خود، تعامل خوبی ندارند. مثلا از رشد و پیشرفت غیر هم استانی ها استقبال می کنند اما پیشرفت یک هم استانی را بر نمی تابند و سعی می کنند او را به زیر بکشند و به اصطلاح غریب نوازند.

دانشیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه مازندران، افزود: نکته بعدی که می توان به آن پرداخت این است که مازندران علیرغم اینکه تصور می شود استان یکدستی هست، در حقیقت چنین نیست. طبق آمار، در دو میلیون از سه میلیون واحد مسکونی موجود در مازندران، غیر مازندرانی ها (مشهدی، تهرانی، اصفهانی، و استان های دیگر) سکونت دارند که معمولا از وضع بهتری برخوردارند و شواهد گواه آن است که مازندرانی ها با مهاجران خیلی احساس همبستگی ندارند چون در مقابل آن ها به نوعی احساس ضعف می کنند. حتی بسیاری از مازندرانی ها سعی می کنند خود را غیر مازندرانی (مثلا تهرانی) جا بزنند. اینکه مازندرانی ها، زبان مادری خود را به فرزندان خود نمی آموزند، نیز مصداق همین ادعاست. چون به نوعی مازندرانی زده هستند و می خواهند فرزندان شان مثلا لهجه مازنی نداشته باشند. برای همین تمایل دارند تهرانی باشند و اینگونه ناخواسته در حال فاصله گرفتن از زبان و فرهنگ اصیل خود هستند.

رضایی ادامه داد: این فردگرایی ها و حضور غریبه ها در استان منجر به فراموشی خود و ارزش های خود شده است. در حالی که مازندرانی بودن، زبان مازنی، غذا، آداب و رسوم مازندرانی، خود یک ارزش است. در چند تحقیقی که در نقاط مختلف استان داشتم، نتیجه گرفتم که مازندرانی ها (نه همه ی آن ها بلکه غالبا) در حال فاصله گرفتن از ارزشهای خود هستند. نسل جدید با زبان مادری بیگانه و به نوعی دچار خود باختگی است. این هم یکی از بسترهایی است که زمینه های خودکشی را در افراد فراهم می کند.

وی تصریح کرد: البته برخی صاحبنظران، مشکلات اقتصادی، بیکاری و مسائلی از این دست را نیز از علل خودکشی عنوان می کنند که به نظر من نقش این موارد ، از دو مورد اولی که ذکر کردم، کمرنگ تر است. چرا که همه انسان ها زندگی خود را دوست دارند و معمولا بیکاری و مشکلات اقتصادی را به نوعی تحمل می کنند. اینکه فردی سال ها عمر خود را صرف تحصیل کرده اما هیچ امیدی به داشتن شغل و آینده ندارد، نگران کننده است. این موضوع هم در نهایت می تواند منجر به فراموشی ارزشهای محلی و دینی شود که این عامل تنها شامل مازندرانی ها نمی شود بلکه عامل کلی و کشوری است. عدم روشن بودن آینده و حتی بیکاری در طبقه تحصیل کرده بیشتر از بی سوادها است که این نومیدی و عدم روشن بودن آینده هم موجب رشد بی اعتقادی و ناهنجاری و در نهایت خودکشی می شود.

مدیر اسبق اتاق فکر استان، با بیان اینکه به عینه شاهدم که متاسفانه فهم صحیحی از مساله خودکشی در استان وجود ندارد، گفت: فهمی که در مساله خودکشی در مازندران هست یک فهم فیزیکی است. مثلا چون بیشترین خودکشی ها در مازندران با قرص برنج است، آن ها فکر می کنند که اگر قرص برنج از جامعه دور شود، دیگر شاهد خودکشی نخواهیم بود! در حالی که عوامل دیگری چون آسپرین، خودسوزی، حلق آویز کردن و… نیز وجود دارد.

رضایی افزود: در استان، بیشتر به ابزار خودکشی نگاه می کنند تا عوامل آن. در حالی که چیزی که آمار خودکشی را در استان کاهش می دهد توجه به مسائل اجتماعی است.  یکی از این توجهات، بهبود وضعیت اقتصادی و کاهش آمار بیکاری است یا پرداختن به ارزشهای بومی و بازگشت به فرهنگ اصیل مازندرانی و دوری از تهرانی شدن است. اینکه خانواده ها به فرزندان خود مازندرانی آموزش دهند. همانگونه که ترک ها و لرها همه جا به محض دیدن هم با زبان مادری خود صحبت می کنند این نیاز امروز استان است. ولی مازندرانی ها اینچنین نیستند. باید اقداماتی انجام شود مازندرانی ها به فرهنگ، زبان و آداب و رسوم خود دلبسته شوند. نیاز است به عواملی که فرهنگ دینی ما را ضعیف کرده بیشتر بپردازیم. این به معنای آن نیست که از فردا چوب و چماق بگیریم که فرائض مذهبی را اجباری کنیم. اتفاقا یکی از ضعف های ما در دهه های اخیر همین روش بوده است. اگر در هر ۲۵ شهرستان و ۵۴ شهر استان، حتی یک عالم و عامل به دین باشد، تاثیر مثبت خود را می گذارد. یعنی وجود افرادی که عامل واقعی به دین باشند، تاثیرگذار خواهد بود.

وی، با بیان اینکه اگر فکر کنیم جوانان ضد روحانیت هستند، اشتباه است، گفت: جوانان ضد کسانی هستند که لباس روحانیت بر تن دارند اما عامل به اسلام نیستند. ما نمونه های بسیاری در شهرستان های مختلف داریم که عالم دینی واقعی وجود دارد و جوانان به آن ها علاقمند هستند.

دانشیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه مازندران، با انتقاد از صدا و سیما، بیان کرد: در شبکه استانی ما، معمولا در برنامه های طنز، هجو و گاهی مسخره بازی از زبان مازندرانی و در برنامه ها جدی و علمی و اقتصادی از زبان فارسی استفاده می کنند. اینهاست که ناخواسته مردم و جوانان را از زبان و فرهنگ مازندرانی فاصله می دهد. من مخالف زبان فارسی نیستم اما مغایرتی هم بین آن با پرداختن به فرهنگ بومی نمی بینم.

رضایی در پایان تاکید کرد: خودکشی یک پدیده اجتماعی است، بنابراین راه حل آن نیز راه حل اجتماعی است. یعنی نمی توانیم با تزریق آمپول و دوا آن را حل کینم، بلکه باید به عوامل اجتماعی آن بپردازیم.

 

همه دستگاه ها پای کار بیایند

در ادامه این گزارش به سراغ عیسی قاسمی طوسی مدیرکل امور اجتماعی و فرهنگی مازندران، رفتیم تا در جریان آخرین برنامه ها و اقدامات انجام شده در این باره قرار گیریم:

قاسمی طوسی مدیرکل امور اجتماعی و فرهنگی مازندران در گفت و گو با تیرنگ، اظهار کرد: با توجه به بررسی های انجام شده و جلساتی که در این رابطه داشتیم مقرر شد با همکاری دانشگاه علوم پزشکی و جهاد کشاورزی و دیگر دستگاه های مرتبط، اقدامات ویژه تری را در نظر بگیریم. این معضل از چند ماه قبل در دستور کار ما قرار گرفته است و تمهیداتی نیز اتخاذ شد. از جمله مواردی که بسیار در آن دغدغه داریم مدیریت بر فروش سموم و آفات نباتی از طریق جهاد کشاورزی و مدیریت بر فروش داروهای مدنظر از طریق دانشگاه علوم پزشکی است. البته هنوز مثل بقیه آسیب ها کار زیادی در پیش است.

وی درباره آمار بالای خودکشی مازندران و قرار گرفتن در جمع سه استان بالای کشور، گفت: اینکه مازندران در رتبه های بالای خودکشی کشور قرار دارد را نمی توانم تایید کنم. آمار خاصی در این باره ارائه نشده البته آمار استان ما موجود است ولی آمار استان های دیگر نه، که بخواهیم مقایسه کنیم. البته این برای ما مهم نیست. مهم این است که ما بتوانیم برای استان خود کار کنیم. مهم حفظ جان انسان هاست حتی یک نفر. مهم این است به نتیجه کار فکر کنیم و با اقدامات عملی میزان آن را به صفر برسانیم.

وی تصریح کرد: تلاش ما این است دسترسی آسان به قرص برنج و برخی داروهای خطرناک را با ورود جدی علوم پزشکی و جهاد کشاورزی دشوار کنیم. طبیعتا وقتی می بینیم حجم بسیاری از خودکشی ها با قرص برنج است یکی از راه کارها عدم دسترسی آسان به آن است. این ها تمهیداتی است که اتخاذ شده و امیدواریم با انجام آن هیچ مورد دیگری از خودکشی را در استان شاهد نباشیم.

نتیجه گیری:

از اظهارات آقای طوسی پیداست که اراده چندان جدی برای کاهش معضل خودکشی در استان وجود ندارد و همچنان که دکتر رضایی در سطور بالاتر اشاره کرد بیشتر به ابزار خودکشی نگاه می کنند تا عوامل آن.  انتظار می رفت مدیرکل امور اجتماعی و فرهنگی مازندران، از برنامه ها و اقدامات مختلف جهت پر کردن خلاهای موجود در جنبه های روانی و اعتقادی افراد و پرداختن به ارزشهای بومی و بازگشت به فرهنگ و زبان مازندرانی سخن می گفت. به جلسات متعدد با دستگاه های مرتبط  و توجیه و تشویق آن ها جهت ایجاد اشتغال و کاهش بیکاری و معضلات اینچنینی اشاره می کرد. از همکاری جدی صدا و سیما، آموزش و پرورش، بهزیستی، کمیته امداد و سایر نهادهای مربوطه جهت فرهنگ سازی، آموزش و نهادینه کردن زبان و آداب و رسوم بومی می گفت و به فقط به همکاری با علوم پزشکی و جهادکشاورزی جهت کنترل جنبه های فیزیکی ماجرا اکتفا نمی کرد.

 

سوتیتر اول: فهم صحیحی از مساله خودکشی در مازندران وجود ندارد، فهم مسئولان و دست اندرکاران یک فهم فیزیکی است. چون بیشتر خودکشی ها در مازندران با قرص برنج است، آن ها فکر می کنند که اگر قرص برنج از جامعه دور شود، دیگر شاهد خودکشی نخواهیم بود! در حالی که عوامل دیگری چون آسپرین، خودسوزی، حلق آویز کردن و… نیز وجود دارد. در استان، بیشتر به ابزار خودکشی نگاه می کنند تا عوامل آن. در حالی که چیزی که آمار خودکشی را در استان کاهش می دهد توجه به مسائل اجتماعی است.

 

 






بخش نظرات بسته شده است .


تاريخ ۱۴ مهر ۱۳۹۷      
کد انحصاری خبر کد خبر: 41657      
چاپ این مطلب چاپ این مطلب